بهشت ایران تویسرکان پایتخت گردو ، خبرها ، انتقادات ، پیشنهادات ، خبرها و تصاویر صعود کوهنوردان شهرمان به قله های ایران

قاطعیت وجدیت
نویسنده : محمد هادی حسنوند - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۸

 

قاطعیت

 


قاطعیت توانایی نشان دادن احساسات، عقاید، افکار و نیازهای خود به طور مستقیم، آشکار و صادقانه است، در حالی که ارزش‌ها و قوانین دیگران مورد حمله قرار نگیرد.
به نظر می‌رسد خیلی از افراد قاطعیت را با رفتارهای پرخاشگرانه و تند اشتباه می‌گیرند. قاطعیت به معنای پرخاشگری، عصبانیت و حمله کردن به طرف مقابل نیست زیرا در این وضعیت به قوانین احترام گذاشته نمی‌شود و احساسات طرف مقابل مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. چنین رفتارهایی مانع از شکل‌گیری روابط بین‌فردی مناسب می‌شود.
اما باید توجه داشت که پاسخ ما در مقابل خواسته‌ها و نظر دیگران پاسخی انفعالی نباشد زیرا که در این مورد گویی هیچ عملی روی نداده است و هیچ تصمیمی گرفته نشده است، افرادی که منفعل عمل می‌کنند و بر خواسته‌های خود پافشاری نمی‌کنند، با بروز خشم و نارضایتی خود مشکل دارند یا روش صحیح ابراز هیجان را نمی‌شناسند.
این افراد می‌ترسند دیگران را از خود بیازارند و به این دلیل احساسات و خواسته‌های خود را انکار یا مهار می‌کنند.

 

قاطعیت به ما کمک میکند تا :

 

* احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم.

 

* اعتماد بنفسمان را رشد دهیم.

 

* روابط صادقانه و سالمی داشته باشیم.

 

* بر موقعیتهای روزمره کنترل و تسلط بیشتری داشته باشیم.

 

* از سلطه جویی ها و سوء استفاده های دیگران پیشگیری بعمل آوریم.

 


چگونه قاطعیت را در خود تقویت کنیم؟
قاطعیت یکى از جنبه هاى قابل اصلاح ارتباط میان افراد است. این مهارت مى تواند افراد را در برخورد با همکاران بالادست و زیردست بسیار یارى دهد. به اعتقاد لازاروس قاطعیت داراى چهار مؤلفه است:
• اول، رد تقاضا
• دوم، جلب محبت دیگران و مطرح کردن درخواست هاى خود
• سوم، ابراز احساسات مثبت و منفى
• چهارم، شروع، ادامه و خاتمه گفت و گو ها

 

مراحل اعمال قاطعیت
براى نشان دادن قاطعیت در یک وضع خاص لازم است پنج مرحله طى شود. هنگام روبرو شدن با یک وضع تحمل نکردنى، افراد قاطع:
1. آن وضع را بطور عینى توصیف مى کنند
2. واکنش عاطفى نشان مى دهند
3. با وضع دیگران همدلى مى کنند
4. سپس آنها بدیل هایى براى حل مسأله ارائه مى کنند
5. پیامدهاى (مثبت و منفى) که ایجاد خواهدشد را بازگو مى کنند.
حقوق انسانى و قاطعیت
در بحث قاطعیت اعتقاد بر آن است که هر فردى داراى حقوق انسانى است که باید مورد احترام باشد. برخى از این حقوق به ترتیب زیر است:
1. به درخواست و تقاضایی که از ما می‌شود نه بگوییم.
2. برای هر کاری که انجام می‌دهیم، به دیگران دلیل ارایه ندهیم.
3. اجازه ندهیم دیگران، درخواست‌های زیادی از ما داشته باشند.
4. از دیگران بخواهیم اشتباهی را که مرتکب شده‌اند و روی ما تاثیر منفی گذاشته است، ‌اصلاح کنند.
5.وقتی با دیگران صحبت می‌کنیم، بخواهیم به خواسته‌های ما گوش دهند.
6.اگر دوست داریم، زمانی را تنها باشیم.
7. خودمان رفتارهایمان را ارزیابی کنیم و فقط به ارزیابی‌های دیگران گوش ندهیم.
8.اگر اشتباه کردیم، مسوولیت آن را بپذیریم.
9. نگذاریم مورد سوءاستفاده دیگران قرار گیریم.
10.احساسات و افکار خود را به صورت تمایل بیان کنیم.

 


زمان قاطعیت
نداشتن قاطعیت، دست کم در سه موقعیت بهتر از قاطعیت است.
وقتى احساس کنید طرف مقابل در مخمصه افتاده است. به طور مثال وقتى در رستوران شلوغى هستید و مى دانید که پیشخدمت این رستوران تازه کار است، مى توانید برخى از ضعف هاى او را نادیده بگیرید (او به کسى که بعد از شما آمده زودتر رسیدگى مى کند). در این حالت نباید قاطعیت نشان داد، زیرا او قصد پایمال کردن حق شما را نداشته است. نشان دادن قاطعیت، استرس او را بى مورد مى افزاید. در این حالت ممکن است به مشکلاتى که میان شما و او وجود دارد به طور موقت بى اعتنایى کنید.
هنگام تعامل با شخص بسیار حساس، هرگاه احساس مى کنید قاطعیت شما موجب گریه کردن یا حمله شخص به شما مى شود، بهتر است قاطعیت نشان ندهید، بویژه اگر این «اولین و آخرین برخورد» شما با وى باشد.
هنگامى که متوجه اشتباه خود شده اید. براى مثال پس از ارتکاب به تخلفات رانندگى، بهتر است در برابر مأمور پلیس قاطعیت نشان ندهید. در این وضع معذرت خواهى بهترین راه حل است. به جاى اینکه درصدد اصلاح یا توجیه عمل خود برآیید با کمال خونسردى به اشتباه خود اعتراف کنید.
باید درنظر داشت که همیشه نداشتن قاطعیت مناسب نیست. به طور معمول نداشتن قاطعیت مستمر، ناگهان به پرخاشگرى مبدل مى شود و فرد احساس مى کند دیگر طاقت ندارد مورد سوء استفاده قرار گیرد و دیگران او را نادیده بگیرند. بنابراین، بهتر است از همان ابتداى تعامل اجتماعى قاطعیت نشان دهید.
هنگامى که با افراد سلطه جو و اصلاح نشدنى مواجه هستید. گاهى با افرادى مواجه هستید که کنار آمدن با آنها دشوار است. کمترین مقدار قاطعیت در برابر این اشخاص در هر زمان و مکان، واکنش هاى منفى آنان را در پى دارد. برخى از افراد به قدرى رفتارشان ناخوشایند است که ارزش برخورد کردن با آنها وجود ندارد و گاه سودى که عاید مى شود در مقایسه با ارزش ناراحتى که از آن ناشى مى شود، بسیار کمتر است.

 

تصمیم قاطع احساسی مدیریتی
روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ در حالی که به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌کنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی ۲۰۰۰ دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود ۶۰۰۰ دلار را در
آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا
پیدایت نشود! ما به کارمندان خود حقوق می‌دهیم که کار کنند نه اینکه یک جا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که
در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»

 

قاطعیت؛ رمز ارتباط موفق
آیا تاکنون با خود فکر کرده‌اید که چگونگی ارتباط دیگران با شما به چه عواملی بستگی دارد؟
در واقع مردم با شما چگونه رفتار می‌کنند؟ آیا فکر می‌کنید به عنوان فردی مستقل از احترام کافی برخوردار نیستید؟ آیا دوستان و اطرافیانتان در برنامه‌های گروهی نیازی به مشورت با شما حس نمی‌کنند؟ آیا اغلب برحسب میل و علاقه دیگران، وظایفی که دوست ندارید به شما واگذار می‌شود؟
باید بدانید این خود شما هستید که به مردم می‌آموزید چگونه با شما رفتار کنند. بنابراین هرگاه احساس کردید که اطرافیان با گفتار و رفتارشان از شما سوءاستفاده می‌کنند و رفتار مناسبی با شما ندارند، از خود بپرسید: «چه کرده‌ام که به آنان اجازه سوءاستفاده از خود را داده‌ام؟»
مادامی که در قبال واکنش دیگران خود را مسئول ندانید، شک نداشته باشید که تحت نفوذ اطرافیانتان قرار خواهید داشت.
در واقع فردی که شما را آلت دست قرار می‌دهد به ظاهر به شما اهانت نمی‌کند؛ بلکه تصویر عملکردش در ذهن شما اهانت‌آمیز به نظر می‌رسد. بنابراین هنگامی که از کسی رنجشی به دل می‌گیرید، این طرز تلقی شماست که مسئول و مسبب ناراحتی شماست و برای رهایی از این مشکل، فقط باید رفتار و گفتار خود را مرور و بررسی کنید و طرز برخورد خود را با دیگران مورد بازنگری و اصلاح قرار دهید.

قاطعیت داشته باشید
اغلب مردم فکر می‌کنند که قاطعیت به معنای داشتن رفتاری خشک و خشونت‌آمیز است؛ حال آنکه داشتن جدیت و قاطعیت یعنی دفاع از حقوق و امتیازات خویشتن و اطمینان حاصل‌کردن از بازیچه نشدن توسط دیگران.
شما می‌توانید بدون اینکه فردی منفی یا جنجال‌آفرین باشید به ابزار قاطعیت مجهز شوید و از حق و حقوق خود محافظت کنید. در واقع فقط با وجود قاطعیت و جدیت می‌توان از مورد سوءاستفاده‌ قرار گرفتن رهایی یافت.
افراد همیشه معترض
سعی کنید همیشه در برابر افراد منفی‌باف و همیشه نالان که تمام ناراحتی‌های خود را نزد شما می‌آورند، قاطعانه ایستادگی کنید و به آنها بفهمانید که ذهن شما محل تخلیه احساسات منفی‌شان نیست. برای این منظور هیچ توجهی به گلایه‌ها، بد زبانی‌ها و ناراحتی‌های آنان نکنید زیرا رفتار قاطعانه شما به آنها یاد می‌دهد که کمتر پیش شما غربزنند و شکایت کنند.
به علاوه با بی‌اعتنایی به افرادی که بی‌جهت می‌کوشند از هر کار شما ایراد بگیرند نشان دهید که این کار آنها نمی‌تواند آسیبی به شما وارد سازد.
افراد آسیب‌پذیر
همه ما در معرض قربانی‌شدن هستیم. مرد یا زن، پیر یا جوان و... ممکن است در برخوردهای متفاوتی که در طول روز دارند مورد اعمال نفوذ قرار گیرند چرا که در همه‌جا و در هر‌زمان افرادی در صدد هستند تا از ناآگاهی دیگران سوءاستفاده کنند و به اهداف خود برسند.افراد سلطه‌پذیر فکر می‌کنند که مقابله با افراد سلطه‌جو تلاش زیادی می‌طلبد و کاری از آنها ساخته نیست اما افراد مقاوم، قاطع و سازش‌ناپذیر هیچ‌گاه به کسی اجازه نمی‌دهند از آنها سوءاستفاده کنند.
اما شما برای اینکه مرکز و محور جهان خود باقی بمانید، بایددر قبال رفتار قربانی‌کننده دیگران، خود را مسئول و مقصر بدانید. در واقع این خود شما هستید که با شیوه ،رفتار و حالات و حرکات و کلامتان به دیگران می‌آموزید که طعمه خوب و مناسبی برای سودجویی آنان هستید. پس برای تغییر طرز تفکر و بالابردن سطح آگاهی خویش، رفتار و گفتاری سنجیده و قاطع در پیش بگیرید و عرصه را برای تاخت و تاز سوءاستفاده کننده‌ها باقی نگذارید:
- به جای استفاده از کلام و سخن، واکنش‌هایی غیرمنتظره و قاطع از خود نشان دهید. با تمرین و ممارست، رفتاری در‌پیش بگیرید که افراد سلطه‌جو به خود بیایند و پایشان را از گلیم خود فراتر نگذارند.
- برای اینکه به دیگران بیاموزید جهت‌گیری تازه‌ای در زندگی خود ایجاد کرده‌اید و دیگر مورد اعمال نفوذ قرار نخواهید گرفت، قاطعیت را سرلوحه رفتار خود قرار دهید و با حالات و حرکات مناسب راه هرگونه نفوذی را در زندگی‌تان سد کنید.
چگونه قاطع باشیم:

 

1- در وهله نخست از حقوق فردی خود آگاهی یابید.
2- خود فاش سازی سالم و صحیح را بیاموزید.
3- پافشاری و سماجت لازمه قاطعیت میباشد. ممکن است تقاضاهای معقول و بحق شما با مقاومت روبرو شده و بی پاسخ باقی بمانند. یک راهکار مناسب در این مواقع پافشاری قاطعانه است به این صورت که بدون آنکه عصبانی شوید،برنجید و یا صدای خود را بلند کنید با خونسردی و صلابت مکررا در خواست خود را تکرار کنید. صرفنظر از شگردهایی که افراد برای منصرف کردن شما بکار میبندند، تا اجابت تقاضاهای خود و دستیابی به حقوق مشروع خود بجنگید.
4- وضعیت بدنی و زبان بدن شما دو مولفه بسیار مهم در برخورد قاطعانه شما با دیگران میباشند. زبان بدن شما میبایست مطمئن و توام با آرامش باشد. تماس چشمی مستقیم با مخاطب خود برقرار کنید اما خیره نشوید. هنگامی که به چشمان فرد مقابل خود نگاه نمیکنید، خود را آسیب پذیر و سلطه پذیر مینمایانید. حالت چهره شما بایستی با پیام ارسالی شما همخوانی و هماهنگی داشته باشد. لحن و آهنگ صدای شما نیز به همین ترتیب. با ژستی ریلکس، محکم و پذیرنده در مقابل دیگران بایستید. خود را از موقعیتهای منفعلانه رهایی بخشید، مثلا هنگامی که شما نشسته و طرف مقابل شما ایستاده باشد، فرد مقابل شما در موقعیتی برتر و مسلط تر نسبت به شما قرار خواهد داشت. هنگام صحبت کردن با دیگران از تکان دادن بی مورد دستها و پاهای خود که اضطراب، تردید، ترس و عدم اعتماد بنفس شما را آشکار میسازند جدا خودداری کنید. جدیت بایستی در چهره شما موج بزند.
5- لحن و آهنگ صدا نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لحن صدای شما بایستی خنثی باشد و بار احساسی نداشته باشد. قاطع، محکم و آرام صحبت کنید. لرزش صدا یک عامل منفی در برقراری ارتباط قاطعانه است. با صدای رسا و شمرده صحبت کنید. مکث ها را هنگام صحبت کردن حذف کنید. مانند " اِ اِ.." و یا "اوم...". با تردید و بلاتکلیفی صحبت نکنید .واژه های "نمیدانم.." و"فکر کنم..." را کمتر بکار برید.
6- مواضع سست اتخاذ نکنید. پوزش خواستن مکرر از اقتدار شما میکاهد.
7- بدون احساس شرم، خجالت و بی کفایتی تعریف و تمجید دیگران را بپذیرید. با متانت و وقار تنها با عبارت"متشکرم" تعریف و تمجید دیگران را پاسخ گویید. هرگز خود را کوچک و بی اهمیت فرض نکنید. مثلا وقتی که کسی از لباس شما تعریف میکند که "چه لباس قشنگی پوشیدی" پاسخ ندهید که "این لباسو من 3 ماه که دارم" و یا هنگامی که فردی از زحمات شما قدردانی میکند به وی پاسخ ندهید که"نه کاری نکردم" و یا "وظیفم بود".
8- از متهم کردن و ملامت دیگران بپرهیزید و همواره سعی کنید با تمرکز بر مشکلات راه حل مناسبی برای آنها بیابید. بجای محکوم کردن، تشویق کنید و پیشنهاد ارائه دهید.
9- طوری درخواست نکنید که پاسخ منفی بشنوید. جای اینکه بگویید "چرا پنجره رو باز نمیکنی" بگویید"ممکن لطفا پنجره رو باز کنی".
10- از قضاوت کردن بپرهیزید و به حقایق بپردازید. بجای اینکه بگویید: "متنی که تایپ کردی خیلی مزخرفه" بگویید: "تایپ شما نیاز به بازنگری دارد".
11- قاطعانه و مصمم"نه" بگویید. اگر مایل بودید توضیح مختصری از علت رد تقاضای خود بدهید، اما بیش از حد خود را توجیه نکنید. توجیه کردن، بهانه تراشی و عذر خواهی بیش از حد و بی مورد از اقتدار شما میکاهد.
12- بمنظور اجتناب از تعارض و برخورد با لبخند زدن، سر تکان دادن و تائید طرف مقابل، تظاهر به توافق نکنید.
13- از فرضیات و پیش داوریها اجتناب ورزید. گمان نکنید که از پیش میدانید فرد مقابل شما چه میخواهد بگوید و یا انگیزه هایش چه چیزهایی میباشند.
14- از دیگران انتظار نداشته باشید بدون آنکه کلامی دم بزنید افکار شما را بخوانند.
15- هرگز کسی را با پیامدهای خاصی تهدید نکنید. تنها پیامد رفتار وی را گوشزد کنید. چرا که اگر تهدیدات خود را عملی نسازید از اعتبار و اقتدار شما کاسته خواهد شد.
16- تا میتوانید روشن، مشخص، صریح و خاص تقاضاها، افکار و احساسات خود را مطرح سازید.
17-چنانچه مطلبی را میخواهید با کسی در میان بگذارید، مستقیما و بدون واسطه با همان فرد خاص صحبت کنید. اگر میخواهید به"علی" حرفی را بزنید به "محمد" نگویید که پیغام شما را به "علی" بدهد. از طفره رفتن نیز خودداری کنید.
18- هیچگاه در حضور جمع از فردی انتقاد نکنید. هیچگاه در حضور دیگران کسی را نصیحت نکنید.
19- پیام های خود را مالک گردید. جملات خود را با ضمیر "من" آغاز کنید.
20- اگر ایده و پیشنهادی دارید بدون ترس، شرمساری و خجالت داوطلبانه آن را مطرح سازید.
21- از عقاید و حقوق خود دفاع کنید، حتی اگر دیگران با شما هم عقیده نباشند. اجازه ندهید دیگران عقیده خود را به شما تحمیل کنند. مگر اینکه از استدلال منطقی برخوردار باشند.
22- درخواستهای نابجا و غیر منطقی را رد کنید.
23- در صورت نیاز از دیگران تقاضای کمک کنید.
24- اگر احساس کردید قانون و یا سنتی غیر منصفانه و نا معقول است، از زیر سوال بردن آن بیم نداشته باشید.
25- به دیگران فرصت اظهار عقیده بدهید و به عقایدشان احترام بگذارید.
26- بجای اینکه بگویید: "شما اشتباه میکنید". بگویید: "من با شما موافق نیستم".
27- جای اینکه بگویید: "فکرت خیلی احمقانه است" بگویید: "تو فکرهای عجیبی در سر داری اما من تصور نمیکنم که عملی باشند".
28- از رفتار دیگران انتقاد کنید و نه از خودشان. بجای اینکه بگویید: "تو خیلی شلخته و بی نظمی" بگویید: "این پرونده ها را چرا درست سر جایشان قرار ندادی"
29- از عبارت "تو باید" استفاده نکنید و جای آن بگویید:"من فکر میکنم بهتر باشد که.."

 

خصوصیات و ویژگی های افراد قاطع:
افرادقاطع به اندیشه‌ها، نظرها و احساسات خودشان ایمان دارند و با توجه به تاثیرشان آن‌ها را بیان می‌کنند و سعی می‌نمایند و به یاد دارند که رفتار آن‌ها باید باعث شادی و سرور دیگران گردد.
افرادقاطع برای بیان پاسخ از معذرت‌‌خواهی، دلیل‌ تراشی و بهانه‌آوردن استفاده نکرده و صحبت‌هایشان را مودبانه و محترمانه و محکم و استوار بیان می‌کنند.
افراد قاطع از کلمات و عباراتی مثل این جملات استفاده می‌کنند: من باور دارم. . . . من فکر می کنم که. . . . . . من دوست دارم شما. . . . .. . من ناراحت نمی‌شوم اگر. . . . . نظر شما چیست؟‌ به نظر من.....
افراد قاطع برای بهترشدن دنیایی پیرامونشان، تلاش می‌کنند، اندیشه‌های خود را برای حل مشکلات با دیگران در میان می‌گذارند و دیگران را به همکاری برای حل آن مشکل تشویق می‌کنند.
افراد قاطع به جای ضمیر تو که می‌تواند مفهوم تهاجم و زیر سوال بردن شخص مخاطب را داشته باشد از ضمیر من استفاده می کنند.
افرادقاطع از جملات و عبارات مثبت ‌و ‌محترمانه که دور از هر گونه تحقیر، تمسخر، طعنه و توهین استفاده می‌کند.
افرادقاطع به خاطر می‌سپارند که اعمال‌شان باید سرشار از محبت، عشق، همکاری، احترام به همنوع، صبر و شکیبایی ، شادی و روحیه خدمت باشد.
افرادقاطع در جملات خود فرد مقابل را محکوم و سرزنش نمی‌کنند. برای مثال فرد قاطع جمله "من دوست دارم وقتی که صحبت می‌کنم، حرف مرا قطع نکنی." را به جای "تو همیشه حرف مرا قطع میکنی." به کار می‌برد.
افراد قاطع از رفتار فرد انتقاد می‌کنند نه از خود فرد. برای مثال فرد قاطع جمله "وقتی که زیر قولت می‌زنی عصبانی می‌شوم."را به جای" تو همیشه منو عصبانی می‌کنی." به کار می‌برد.
افرادقاطع در جملات خود قضاوت نمی‌کنند و دستور نمی‌دهند . برای مثال فرد قاطع جمله " می‌دونی پیراهنت لک برداشته؟" را به جای " با این پیراهن کثیف بیرون نرو." به کار می‌برد.
افرادقاطع در جملات خود به شکلی واضح، مستقیم و محترمانه درخواست خود را مطرح‌ می‌کنند. برای مثال فرد قاطع جمله "ممکنه لطفا پنجره را باز کنی." را به جای "پنجره را باز نمی‌کنی؟!" به کار می‌برد.

 

قاطعیت در قرآن

 

در آیات متعددی آنجا که سخن از ایمان آوری است، قاطعیت هم مطرح است. مثلاً ساحران وقتی با حقانیت حضرت موسی(ع) روبه رو شدند، با وجود تمام تهدیدهای فرعون، ایمان خود را ابراز کردند و با قاطعیت تمام از عقیده خود دست برنداشتند. در موارد دیگر هم خداوند از مؤمنان خواسته تا در برابر مشرکان سازش نکنند و بر اصول و چارچوب های خود پای بند باشند. آیات 104 تا 106 سوره یونس، راهکارهایی دراین باره صادر کرده اند. در تمام این موارد، صراحت و قاطعیت به خوبی مشاهده می شود. لحن آیات نشان می دهد مشرکان گاهی گرفتار این توهم بودند که ممکن است پیامبر در اعتقاد خود درباره بت ها نرمش و انعطاف به خرج دهد و نوعی پذیرش برای آنها قائل گردد، و آنان را در کنار عقیده به خدا به گونه ای قبول کند. قرآن با قاطعیت هر چه تمام تر به این توهم بی اساس پایان می دهد و فکر آنها را برای همیشه راحت می کند که هیچ گونه سازش و نرمشی در برابر بت معنا ندارد، و معبودی غیر از خداوند نیست، تنها «الله» نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر.
نخست به رسول خدا(ص) دستور می دهد که تمام مردم را مخاطب ساخته، چنین اعلام کند: «بگو ای مردم! اگر شما در اعتقاد من شک و تردیدی دارید، آگاه باشید که من کسانی را که ـ غیر از خدا ـ پرستش می کنید، هرگز نمی پرستم.» در ادامه، تنها به نفی معبودهای آنان بسنده نمی کند، بلکه برای تأکید بیشتر، تمام پرستش را برای خدا اثبات کرده، می گوید: «ولی خدایی را می پرستم که شما را می میراند»، و باز برای تأکید افزون تر می گوید: این تنها خواسته من نیست، بلکه فرمانی است که به من داده شده است تا از ایمان آورندگان به «الله» باشم.

 

قاطعیت در تصمیم گیرى
از دیگر ویژگى هاى ضرورى براى تصمیم گیرى مؤ ثر و موفقیت آمیز، قاطعیت و ثبات در تصمیم گیرى است. تصمیم گیرى آن گاه مؤ ثر و کارآمد خواهد بود که از قاطعیت و ثبات لازم برخوردار باشد. هنگامى که همه زوایاى یک مسأله سنجیده شود، و جوانب مختلف آن مورد بررسى دقیق قرار گیرد، تردید و دو دلى در آن روا نیست؛و باید نسبت به اجراى آن اقدام قاطع انجام گیرد. قاطعیت معقول و ثبات رأى پس از بررسى جوانب مختلف مسأله، نقش مهمى در حل و فصل امور و دستیابى سازمان به اهداف خود دارد. سستى و تردید، و احتیاط بیش از حد مدیر موجب محول شدن کار به مرور زمان، و به هدف نرسیدن سازمان مى شود، که از این رهگذر خسارت هاى جبران ناپذیرى بر سازمان وارد مى شود.
بنابراین، قاطعیت به معناى دقت نکردن در اتخاذ تصمیم و اجرا کردن آن، بررسى نکردن جوانب مختلف مسأله، تصمیم گیرى عجولانه، استبداد رأى، برخورد خشن و عدم انعطاف در اتخاذ تصمیم و اجراى آن نیست؛بلکه قاطعیت بدین معناست که وقتى اطلاعات لازم در مورد یک مسأله جمع آورى شد، و پیشنهادهاى مختلف به دست آمد، و بهترین راه حل مشخص گردید و زمینه اجراى عمل هم از هر جهت فراهم شد، بایستى با قاطعیت کامل و ثبات لازم، تصمیم مناسب اتخاذ گردد، و با جدیت به مرحله اجرا در بیاید.
برخى از مدیران و مسئولان در اتخاذ تصمیم و اجراى آن، بیش از حد تردید مى کنند؛ حتى پس از آماده شدن همه مقدمات و مهیا شدن تمامى شرایط نیز توانایى اتخاذ تصمیمى مناسب و قاطع و نیز اعمال تصمیم را ندارند، و یا این که تصمیم آنان با دلهره و اضطراب همراه است. این وضعیت باعث سرایت تردید و ابهام در همه ابعاد سازمان مى شود؛ طبعا کارها در زمان مناسب خود به انجام نخواهد رسید، و سازمان از رسیدن به اهداف پیش بینى شده خود باز ماند. وقتى که دانستید عمل کنید و زمانى که یقین پیدا کردید اقدام نمایید.
یکى از نکاتى که ضرورت قاطعیت در تصمیم گیرى ها و از دست ندادن فرصت ها را بیش تر مى نمایاند، محدودیت زمان است؛زیرا فرصت ها به سرعت از دست مى روند. بنابراین، وقتى که تمام جوانب و زوایاى مسأله سنجیده شد، و شرایط و مقدمات آماده گشت و تصمیم گرفته شد، در اجراى آن نبایستى سستى و تأخیر نمود و فرصت را از دست داد.
ابر این اساس، یکى از رموز موفقیت مدیران، استفاده بهینه آن ها از فرصت هایى است که براى سازمان به وجود مى آید. علاوه بر این، مدیر موفق نه تنها از فرصت هاى موجود به طور مناسب بهره بردارى مى کند؛ بلکه سازمان را به گونه اى مدیریت مى نماید که اصولا فرصت هاى مناسبى براى سازمان به وجود آیند. از این رهگذر، علاوه بر این که منافع سازمان از بین نمى رود، فرصت هاى مناسبى براى رشد و پیشرفت در اختیار سازمان قرار مى گیرد.
قاطعیت از مواردى است که مى تواند بیانگر توانمندى و قدرت مدیر باشد؛ چرا که مدیر باید دقت در کار و بررسى جوانب مختلف آن را از تعلل و تردید بیجا و از دست دادن فرصت ها جدا سازد؛ و تصمیمى درست، منطقى و به موقع بگیرد. بنابراین، مدیر توانمند، قوى و دور اندیش کسى است که وقتى مى خواهد در مورد مسأله اى تصمیم بگیرد، آن را به دقت مورد بررسى قرار دهد، و زوایاى مختلف آن را بسنجد و پس از دقت کافى در مورد مسأله و روشن شدن همه جوانب آن، با قاطعیت و قدرت تصمیم گیرى کند و تصمیم خود را اجرا مى نماید.

اکثر خانواده‏ها از این جهت که‏کودکان حرف شنوى ندارند و تمردمى‏کنند مشکل دارند. مى‏توان گفت‏قدم اول در این راه یافتن تسلط است‏که شرط لازم براى تربیت‏به شمارمى‏رود. دوم توجه به این نکته است که‏این سلطه از روى مهر و توام با محبت‏باشد. یکى از راههاى ایجاد سلطه،هیبت و جذبه است. هیبت و جذبه درکل شخصیت و رفتار انسان باید نشان‏داده شود و این مهم با بلند کردن صداایجاد نخواهد شد.
داد و بیداد بیش از حد معمول ودائمى موقعیت والدین را متزلزل‏مى‏کند. باید توجه داشت که بیشترموقعیتهاى انضباطى وقتى بااحساساتى شدن زیاد از حد همراه‏شود کمتر اثر بخش خواهد بود. یکى دیگر از راههاى مهم در ایجادسلطه قاطعیت است. در اینجا مى‏توان‏قاطعیت را به پافشارى روى حرف‏خود تعبیر کرد; به این معنا که والدین‏حرفشان حرف باشد و در برابرخواسته‏هاى نامعقول کودک با قدرت‏بایستند و با جیغ و دادهاى او تسلیم‏نشوند. البته رفتار والدین نباید به‏گونه‏اى باشد که عصبانیت را در کودک‏تشدید کنند، بلکه با حفظ متانت نبایدزیر بار حرف غیر منطقى کودک بروند.این کار در ابتدا براى کسانى که همیشه‏به کودک خود باج داده‏اند مشکل‏است; چرا که معمولا کودک از همان‏سنین حدود یک سال سلطه‏گرى خودرا آغاز مى‏کند. این کودکان از همان‏ابتدا احساس کرده‏اند که خانواده‏محور ثابت و محکمى ندارد و همین‏احساس از میزان فرمانبردارى و اتکاى‏آنها به خانواده کاسته و بر جسارت‏آنها در برآوردن خواسته‏هاى خویش‏افزوده است. و نیز دریافته‏اند که دربرابر تصمیمات پدر و مادر مى‏توان‏ایستاد و با مختصر اصرار و چانه زدن،آنها را از تصمیماتشان منصرف کرد وسرانجام خواسته‏هاى خود را بر آنهاتحمیل نمود.
باید دانست که پس از یکى دوبارپافشارى و مقاومت‏خیرخواهانه ومدبرانه والدین، کودک تسلیم شده وبهتر به وظایفش عمل خواهد کرد. درمورد کودکان بزرگتر مى‏توان درصورت نافرمانى او را از یکى ازامکاناتى که برایش تامین کرده‏ایم‏موقتا محروم کنیم - کاملا منصفانه وحساب شده و به وى بفهمانیم‏همانطور که پدر و مادر موظف به‏تامین او هستند، او نیز وظایفى درمقابل پدر و مادر دارد.
براى برخوردارى از قاطعیت هرچه بیشتر باید توجه داشت که فرمانهاجدى، کوتاه، محکم و در عین حال‏گرم و صمیمى باشد. و اگر پیامها تا حدممکن کوتاهتر و تعداد تذکرها کمتر ودر عوض بر جدیت و پافشارى روى‏آن افزوده شود، نتیجه مطلوب‏ترى‏حاصل مى‏گردد. اصل باید بر این باشد که در موردلغزش و خطا و در صورت عدم تاثیرهدایت‏ها، قواعد انضباطى درباره‏کودک اجرا شود، مربى در مواردى‏نیاز است که مقاومت کودک را در هم‏شکند و او را به مقصد هدایت نماید وبدیهى است که در این راه به‏لجاجت‏ها، فریادها و گاهى اشکهاى‏او اعتنایى نخواهد شد.

 

قاطعیت غیر از خشونت است

 

در اینجا باید به این نکته ظریف‏توجه داشت که خشونت‏بى جا نوعى‏ضعف روحى و اخلاقى است و فردخشن هیچ وسیله‏اى غیر ازپرخاشگرى براى اجراى مقاصدخویش نمى‏شناسد. چه بسیارنوجوانانى که قربانى خشونت والدین‏یا مربیان شده‏اند و روحیه‏اى ناسالم ونامتعادل پیدا کرده‏اند و یا در تعاقب آن‏خشونتها خصوصیاتى از قبیل‏خودکم‏بینى و احساس حقارت و یا کبرو غرور کاذب در آنها پدیدار شده‏است. به همان اندازه که خشونت‏ناشى از ضعف روحى و اخلاقى‏است، قاطعیت، جدیت و داشتن‏قدرت تصمیم‏گیرى ناشى از قدرت‏روحى و از امتیازات اخلاقى است که‏اگر با نرمخویى، سعه صدر وصمیمیت و روشن بینى همراه شود، آثارى بسیار مفید و سازنده به دنبال‏خواهد داشت.
همچنین قاطعیت‏با سختگیرى‏متفاوت است. سختگیرى با کودک‏ارتباط پیدا مى‏کند. در حالى که قاطع‏بودن با رفتار و احساس شما مرتبط‏است. سختگیرى به کنترل غلط کودک‏مربوط مى‏شود و قاطع بودن، طرزتلقى خاص یک فرد نسبت‏به‏تصمیماتش است. لازم است‏با استوارى و بیان روشن‏به فرزندانتان بفهمانید که چه انتظارى‏از آنان دارید تا آنان هم بتواننداعمالشان را متناسب با انتظارات شماشکل دهند.

 

حقایقی در باره قاطعیت:

 

1- هنگامی که از حقوق خود دفاع میکنید در واقع به خود و دیگران بها میدهید و احترام دیگران را بیشتر نسبت به خود بر می انگیزید.
2- زندگی کردن به گونه ای که هیچگاه دیگران را نرنجانیم، دست آخر هم خودمان و هم دیگران، رنجیده خاطر خواهیم شد.
3- گذشتن و دست کشیدن از حقوق خود، به دیگران می آموزد که به حقوق شما احترام نگذاشته و با شما بد رفتاری کنند.
4- هنگامی که شما به دیگران نمی گویید که رفتار نامناسب آنها چه تاثیر منفی ای بر شما می گذارد، در واقع فرصت تغییر و اصلاح را از آنها سلب میکنید.
5- تا زمانی که حقوق دیگران را نقض نکرده باشید، شما حق دارید ابراز عقیده کنید.
6- قاطعیت نیز نوعی مهارت است که به تمرین و ممارست نیاز دارد. قاطعیت نیز دارای محدودیتهای خاص خود میباشد برای مثال شما نباید با یک فرد بیمار و ناخوش با قاطعیت برخورد کنید بلکه بایستی با مراعات حال وی از برخی از حقوق خود بگذرید.


اثر گذاری افراد قاطع بروی دیگران:

*دیگران در حضور افراد قاطع احساس ارزشمندی بیشتری دارند. و در مقابل، دیگران نیز برای افراد قاطع احترام قائل بوده و به آنان اعتماد بیشتری دارند.
* یک تفاوت عمده افراد قاطع با افراد منفعل و پرخاشگر، قابل پیش بینی بودن رفتار آنهاست.
* فرد قاطع در می یابد که بطور طبیعی با برخی افراد ناسازگار و با برخی افراد سازگار است. بنابراین از طرد شدن نمی هراسد. از منظر وی طرد شدن برسمیت شمردن همین ناسازگاری اجتماعی با یک فرد خاص بوده و نه بازتابی از ارزشهای وی بعنوان یک انسان.

 


comment نظرات ()